گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
25
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
مورد تأييد نيست و گفتار گزنفون راجع به روزها و مراحل راه و نام ايستگاهها بيشتر در خور اعتماد است . « 1 » بواسطهء كشته شدن كوروش نه فقط جنگ به نفع پادشاه بزرگ پايان يافت بلكه اصل قضيه نيز منتفى شد . يونانىها با آنكه واقعا در آن نبرد فاتح شده بودند به وضع بغرنجى دچار شدند . پيروزى ايشان را سودى نرسانيد اما يك حقيقت را آشكار و عيان ساخت كه سپاه مهيب پارس در اين دوره نامى بيش نبوده است و همين استنباط ، آنان را دلخوش و تشويق نمود كه براى نجات خويشتن و بازگشت به وطن دوردست خود جهد و تلاش نمايند و چنان كه ميدانيم باوجود رنجها و موانع فراوان توانستند به سرزمين دوست و آشنا عقبنشينى كنند بدون اينكه تلفات سنگين داده باشند . اين بود سرنوشت كوروش كه چنان كه گزنفون نوشته است بنا - بر رأى و قضاوت تمام كسانى كه او را مىشناختهاند از لحاظ روش و منش شاهى تالى كوروش بزرگ بوده و اگر به پادشاهى ميرسيده بدون ترديد شهريارى بس برازنده مىشده است . رويهمرفته پسر جوانتر داريوش ( نوتوس ) مردى نيرومند و صاحب وجودى والاتر از ديگران بوده است او از اوان جوانى در فن سلحشورى سرآمد و در اسب سوارى ماهر و در ميدان شكار يا عرصهء رزم نه فقط دلير و شجاع بلكه بسيار هم بىباك بوده است . در برخورد با كسانى كه طالب دوستى و يارى ايشان بود اثر
--> ( 1 ) - در سال 1841 هيأتى از طرف انجمن سلطنتى جغرافيائى انگلستان برياست سرهنگ چزنى ( Chesney ) از همان خط سيرى كه يونانيان در بازگشت ، به رهبرى گزنفون رفته بودند عبور كرد و كتابى هم تحت همين عنوان در نيمهء دوم قرن نوزدهم در لندن انتشار يافت . مترجم